اسماعيل ناظم
37
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
براى اين است كه وقتى هواى شيشه مكيده شد ، هوايى كه در شيشه است حجمش زياد مىشود ، چه اگر حجمش زياد نشود ، خلأ لازم مىآيد و خلأ هم باطل است . پس حجم هوا بدون اضافه شدن جسم ديگرى بدان زياد مىشود و چون آب طبيعتا بارد است ، باعث مىشود كه هوا متكاثف شود و آب به بالا رود . در آب گرم هم همينطور است ؛ يعنى آب بالا مىرود ، زيرا طبيعت بايد يكى از دو كار را بكند يا آب را به بالا ببرد يا آنكه حجم هوا را زياد كند . اما طبيعت راه اسهل و آسانتر را انتخاب مىكند و آب را بالا مىبرد . دليل ديگر آنكه اگر قمقمهاى را پرآب كنيم و بعد دهانه آن را محكم ببنديم و آن را روى آتش بگذاريم تا آب بجوشد ، قمقمه مىتركد ؛ زيرا حجم آبى كه به جوش مىآيد حجمش زياد مىشود و فشار مىآورد و قمقمه را مىتركاند . تخلخل و تكاثفى كه گفته شد حقيقى بودند . تخلخل غير حقيقى آن است كه جسمى از خارج داخل در اجزاء شود و حجم جسم زياد گردد ؛ مثل پنبه كه چون زده شود هوا داخل مىگردد و حجمش زياد مىشود . تكاثف غير حقيقى : آن است كه جسم خارجى كه داخل در اجزاى جسم بود ، خارج شود ؛ مثل پنبه زده شده كه منگنه شود و حجمش كم گردد و آنچه داخل در حركت كمّ است ، تخلخل و تكاثف حقيقى است . ولى تخلخل و تكاثف غير حقيقى از اقسام حركت در اين است . حركت در كيف : چنانكه گفتيم ، يكى از مقولاتى كه در آن حركت واقع مىشود ، كيف است حركت در كيف مانند آن است كه آب از سردى حركت كند به گرمى يا آنكه غوره از ترشى به شيرينى حركت كند . بايد دانست ممكن است كه متحرك حركت كند در چند مقوله « جوهر ، كم ، كيف ، اين » مثل غوره كه حركت جوهرى مىكند و حركت در كم و كيف هم دارد و در اين هم حركت مىكند . مثل مسافرى كه در مسافت حركت مىكند ، ضمنا تب همه كه حركت در كيف است دارد و لاغر هم مىشود .